تبليغاتX
ایران میهن من
 

                  (       (Audio)                                                                                       (Photoblog)                       (Videos)                      (Text)

خلیج فارس1
  

همه باهم خلیج فارس را خلیج فارس نگاه میداریم

جمعه ششم آذر ماه 1383 ساعت 04:01

گروهی از وبلاگ نويسان ايرانی، در اعتراض به اقدام موسسه نشنال جئوگرافيک که در اطلس تازه خود، در کنار نام خليج فارس و در داخل پرانتز نوشته است 'خليج عربی'، اقدامی هماهنگ را سازماندهی و اجرا کرده اند
اين وبلاگ نويسان، صفحه ای در شبکه اينترنت به راه انداخته اند به اسم خليج عربی اما وقتی کاربران وارد اين صفحه می شوند، با اين جمله روبرو می شوند که
 
خليجی با اين نام در دنيا وجود ندارد

در اين صفحه همچنين نوشته شده که

هيچ جايی به نام خليج عربی هرگز وجود نداشته است و نام صحيح آن خليج فارس بوده و هست

از آنجايی که اولويت فهرست بندی صفحات يافت شده در هر جستجو در موتور جستجوگر گوگل که معروفترين جستجوگر دنياست بر مبنای ميزان مراجعه به هر صفحه و گستردگی آن در سطح اينترنت است، وبلاگ نويسان ايرانی که صفحه ياد شده را طراحی کرده اند، با دعوت از ساير وبلاگ نويسان جهت لينک (پيوند) دادن به اين صفحه در وبلاگ های خود و جستجوی مداوم برای آن در گوگل و باز کردن مکرر آن، در تلاش هستند که اين صفحه را به صدر فهرست گوگل منتقل کنند

پس از تمامی دوستانی که وبلاگ یا سایت شخصی دارند، خواهش می کنیم که این لینک رو در وبلاگ یا سایت خودشون قرار بدهند!!!

http://arabian-gulf.info 

همچنین این موضوع رو به بقیه دوستان خودتون هم اطلاع بدید

يه کار قشنگ از سوی پرشين بلاگ:

در اين ضمينه هم پرشين بلاگ ساکت ننشته و يه نامه تنظيم کرده که برای اعتراض ميتونين اين نامه رو امضا کنين!!!

 متن نامه :

نام خليج فارس، هميشه خلیج فارس بوده و خواهد بود. به کار بردن عنوان «خليج عربی» در کنار نام تاريخي خليج فارس، بی احترامی به تاریخ ایرانیان است و درخور حساسیتی جدی از سوی ایرانیان در سراسر دنیا.

اين عملکرد موسسه National Geographic برای هیچ فرد ایرانی پذيرفتنی نیست. لذا بدینوسیله اعتراض خود را به این عمل که یک تحریف تاریخی محسوب میشود، اعلام ميکنيم.

برای مشاهده نسخه اينترنتی اطلس جهانی که توسط موسسه National Geographic  منتشر شده و در آن، در کنار نام «خلیج فارس»  از نام «خلیج عربی»  استفاده شده که در عکس زیر مشخص شده است، به اين آدرس مراجعه نماييد.

                                                   

 

از شما ایرانی عزیز در هر کجای این کره خاکی که هستید، خواهش میکنیم با امضای نامه ای که در ذیل می آید، در این اعتراض ما را همراهی کنید.

 

 


 

 مديران محترم موسسه National Geographic

 با سلام،

 

        ما امضا كنندگان اين نامه بدين وسيله اعتراض خود را نسبت به اقدام غيرمسئولانه و غير علمي شما اعلام مي داريم.

 اين اقدام مبني بر انتشار نقشه اي است كه به اذعان همه سازمانهاي بين المللي، مجعول و غير واقع و متضمن ناديده گرفتن حقايق مسلم حقوقي است.

 بر تمامي پژوهشگران ثابت شده است كه نام خليج فارس نامي اصيل و تاريخي است و به كار بردن عناوين مجعولي چون "خليج عربي " و "جزاير اشغال شده توسط ايران" القاي نوعي شائبه ي سياسي است.

 انتظار ما از موسسه ي علمي و بين المللي National Geographic اين نبود كه بدون توجه به بديهيات ثابت شده ي علمي و تاریخی اقدامي كند كه تحت تأثير القائات سياسي به حيثيت علمي مؤسسه با سابقه خود خدشه وارد كرده و اعتماد عمومي نسبت به صحت اطلاعات منتشره از اين مؤسسه را سلب كند و علاوه بر اين، احساسات ميليونها فارسي زبان را نيز جريحه دار كند.

 ما ضمن ابراز تأسف از اين بدعت گذاري خواستار تجديد نظر فوري و اصلاح موارد منتشره توسط آن مؤسسه هستيم.   

 


 

Dear National Geographic Editors,

   We the undersigned, through this letter, protest your irresponsible and unscientific actions.

This letter is in concern of publication of a map by your organization, which, according to all international organizations, is fraudulent and distorted, and its publication guarantees the violation of undeniable international legal rights.

It is a proven scholarly fact that the name of the Persian Gulf is a genuine name, with historical roots, and using any fraudulent names such as the "Arabian Gulf", and islands "Occupied by Iran" is in fact inducing political animosity.

We did not expect National Geographic, as a prestigious international scientific institution, to ignore the proven obvious, and damage its own reputation on the basis of political intentions, and thus create an atmosphere of public mistrust in its content, and hurt the national pride of the millions of Persian speakers while doing so.

While announcing our disgust at such a heresy, we demand an immediate editorial review and correction of this publication by the National Geographic.

Sincerely,
 

 

Click Here To Sign Petition / برای امضا اينجا را کليک کنيد

                                       View Signs / نمايش ليست امضاء کنندگان            

         

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1383ساعت 23:9  توسط من  | 

فیلتر شکن!!!
از اونجا که ما مخالف سانسور خبری و فیلترینگ اینتر نتی هستیم بنا بر این در این پست قصد داریم راههای مقابله با فیلترینگ اینتر نتی جمهوری اسلامی به شما آموزس بدیم!

:ليستى از آدرس سايت هاى فيلترشكن

http://www.bazbin.com/filterha/bazbinfiltershekan.htm

آموزش گذر از فيلتر بدون استفاده از سايتهاى فيلترشكن

راهنمايى ساده جهت عبور از فيلتر
سايت های فيلتر شكن و

عبور از فيلتر  
http://filtershekan.bebto.com

    http://www.bazbin.150m.com/bazbinfiltershekan.htm

http://filtershekan.noneto.com

http://www.filters.co.sr  

http://filters.co.sr  


http://www.anonymizer.com

http://www.w3privacy.com

http://proxify.com

http://www.proxify.com 
 


فيلترشكن
http://goftogo.com/filtershekan.html

Filter shekan
چند فيلترشكن ديگر
http://www.space.net.au/~thomas/quickbrowse.html

http://www.snoopblocker.com

http://www.nopath.com

http://proxify.com

http://www.nonymouse.com/anonwww.html

http://www.anonymizer.com

http://www.guardster.com

http://www.azadgar.com

http://www.bishtar.com

http://www.azadsho.com

http://www.zendegan.com

http://www.jaamjam.com

http://www.mailgazete.com/proxy 
 

http://www.anonymizer.com/      
http://www.w3privacy.com/
http://proxify.com/
http://www.proxify.com 
http://goftogo.com/filtershekan.html
http://www.snoopblocker.com/
http://www.nopath.com/
http://proxify.c! om/
http://www.anonymizer.com/
http://www.guardster.com/
http://www.azadgar.com/
http://www.bishtar.com/
http://www.azadsho.com/
http://www.zendegan.com/
http://www.jaamjam.com
http://www.mailgazete.com/proxy

y
 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1383ساعت 20:40  توسط من  | 

برف...

برداشت آزاد:
داره برف مياد شايد بهترين برفی که امسال در تهران اومده .برفها با وزش باد اين ور اون ور ميرن مثل پر سبک...
تقريبا برف خوبی شده تو دوره زمونه ای که بچه هارو به خاطر آلودگی هوا تعطيل ميکنن و نه به خاطر بارش برف همين هم غنيمته!يادش بخير...۵-۶سال پيش ۲۰-۳۰ سانت برف ميومد.
وقتی از خونه ميای بيرون و رو برفها راه ميری احساس آرامش ميکنی.انگار بين مردم صمیميت بيشتره.شايد يکی از دلايلش هم اين باشه که برف روی تمام زشتی های شهرو میپوشونه ولی حيف که اين پوشش تا قبل از گرم شدن هوا دوام داره.برفها زير پات فشرده ميشن و با جير جير آخرين فريادو ميزنن.
پشت سرتو که نگا کنی جای پاتو ميبينی و اينکه از کجا شروع کردی و الان کجايی؟
از ديد من بارش برف مثل اتحاد و زندگيه! وقتی تازه برف ميباره در حد خيس کردن خيابونه و غافل از اينکه داره با اين کارش باعث سرد شدن سطح زمين ميشه و به ديگر دونه های برف کمک ميکنه که دوام بيارن و آب نشن! هميشه بايد يه عده فدا بشن تا ديگران باقی بمونن!دونه های برف آهسته و پيوسته ميان و روی هم جمع ميشن کم کم قطر برفهای رو زمين زياد ميشه و همين دونه ها که اول فقط زمينو خيس ميکردن و زود آب ميشدن الان تونستن زمينو شکست بدن...حتی باعث ايجاد بهمن ميشن و با نيروی زياد به راه ميفتن و هرچی سر راهشونه خراب ميکنن!آدم واقعا بايد از اين برف ياد بگيره!!!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1383ساعت 16:13  توسط من  | 

پرچم ایران

سرگذشت پرچم!

---------------------------------------------------------------------------------------------

پيشينه                                                                                                  

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران،  بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".

با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند.  ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي  بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.

نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).

افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد.  در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود.  نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.

پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً  ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند.  پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه  نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده.  در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن.   به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد.  درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود:  " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره  خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده  بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود.  در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.

اميرکبير و پرچم ايران
ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.

انقلاب مشروطيت و پرچم ايران

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس،  نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا   اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود.  به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا  زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد.  در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب  مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم.   بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در  سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضس باشد.

پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قراردارد. 

                                       سرود ای ايران را از ايجا دانلود کنيد

 

                                    

 

                                                     پرچم ايران قبل از انقلاب

 

                                                  

 

                                           پرچم ايران بعد از انقلاب

 

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1383ساعت 0:28  توسط من  | 

خلیج فارس2

بالاخره نشنال جئوگرافيک از خر شيطون اومد پايين!

 سرانجام مؤسسه بین المللی نشنال جئوگرافیک پس از انتشار یک بیانیه که در آن از مواضع خود درباره نام "خلیج عربی" عقب نشینی کرده و تلویحا عذر خواهی کرده است، در آخرین اطلس های اینترنتی که منتشر کرده است، نام "Arabian Gulf" را که در پرانتز در ذیل نام "Persian Gulf" ذکر کرده بود، حذف کرده است و به جای آن در ذیل نام خلیج فارس نوشته است: "به صورت تاریخی و رایج به اسم خلیج فارس شناخته میشود، هر چند برخی آنرا خلیج عربی میگویند".

در پی اقدام مؤسسه معتبر نشنال جئوگرافیک مبنی بر قرار دادن نام «خلیج عربی» در پرانتز در ذیل نام «خلیج فارس» ، این خبر به سرعت از طریق وبلاگنویسان گسترش یافت که منجر به موضع گیری ملی در برابر این تحریف تاریخی شد. پرشین بلاگ یک اعتراضنامه رسمی اینترنتی را تهیه کرد که با استقبال چشمگیر ایرانیان از سراسر دنیا مواجه شد و هم اکنون تعداد امضاهای آن از مرز 85،000 امضاء گذشته است. همچنین تعدادی از وبلاگنویسان با اجرای یک بمب گوگلی جستجو کنندگان اینترنتی را به شکل زیبایی از این تحریف آگاه کردند. همچنین موضع گیریهای اعتراض آمیزی از نهاد های رسمی مانند وزارت خارجه ایران و نهادهای غیر رسمی داخل و خارج صورت گرفت. در نهایت این اعتراضات منجر به عقب نشینی مؤسسه مذکور شده و بار دیگر عزم ملی ایرانیان به نتیجه رسید.

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1383ساعت 22:45  توسط من  | 

شطرنج

تاملی بر شطرنج:

در افسانه ها آمده است که مخترع شطرنج بازی اختراعی خود را نزد حاکم منطقه برد و حاکم اختراع هوشمندانه ی وی را پسنديد.تا آن حد که به او اجازه داد تا هرچه به عنوان پاداش ميخواهد طلب کند.

مخترع کم توقع! نيز خطاب به حاکم گفت:پاداش زيادی نميخواهم قربان دستور فرمايد يک دانه در خانه ی اول قرار دهند. دو برابر آنرا در خانه ی دوم قرار دهند(يعنی فقط دو دانه ی گندم) دو برابر انرا در خانه ی بعدی وهمين طور الی آخر!!!

حاکم با تعجب به او گفت :فقط همين؟!! ميتوانستی چيزی بخواهی که ارزشش خيلی بيشتر باشد.

مخترع با فروتنی ابراز داشت :متشکرم قربان.همين از سرمان هم زياد است.

حاکم با اشاره يانگشت محاسبان را فرا خواند و امر کرد آنچه اين جوان خواسته است را محاسبه و سريعا به او بدهند.

محاسبان دربار هم تعظيم بلند بالايی کردند و عقب عقب در همان حالت تعظيم از درب بارگاه خارج شد.                           

يک روز گذشت...يک روز ديگر هم سپری شد ولی خبری از محاسبان نشد.حاکم بر آشفت و دنبال آنها فرستاد پس از شرفيابی با عصبانيت بر سر آنها فرياد زد

کدام گوری رفتيد؟حيف نانی که به شما ميدهم !!! محاسبه ی يک چيز به اين سادگی مگر چقدر وقت ميخواهد؟

يکی از محاسبان در حالی که سرش را از شرم پايين افکنده بود چند قدمی جلو بر آمد و گفت : قربانتان گردم نميدانيم چطور شده مثل اينکه معجزه ای در اين محاسبه نهفته است آن طور که ما محاسبه کرديم تمام گندمهای موجود در تمام انبارهای پادشاهی حتی کفاف پرداخت اندکی از اين در خواست را نميدهد !!!

و پادشاه هاج و واج مانده بود به خيالش محاسبان ديوانه شده بودند!

طبق محاسبه ای که امروزه انجام گرفته برای بدست آوردن اين تعداد دانه ی گندم بايد کل مساحت کره ی زمين ۶ بار کشت گندم برود!!!

                                                               chess

2 نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1383ساعت 22:16  توسط من  | 

 
  نقل تمام یا قسمتی از یادداشتهای این سایت با درج منبع بلامانع است!                                   این سایت به هیچ نهاد یا گروهی وابستگی ندارد و مطالب آن صرفا نظر نویسنده است

Copyright 2005©All Rights Reserved.

"استفاده از قالب این وبلاگ به هر طریق ممنوع است"