![]() |
|
|
|
این چند روزه بد جور سرماخوردم و اصلا حوصله ندارم.آلودگی هوا هم که دیگه ترکونده این تهرانو!وقتی هم بارون میاد بارونش اسیدیه و سر مردم کچل میشه...اونوقته که کار دکترای مو میگیره!وقتی دوجلسه میرین پیش دکتره و میبینین ریزش مو بهتر نشد که هیچ مشکل پوستی هم اضافه شده میرین پیش دکتر پوست...و این ماجرا ادامه دارد!
اصلا تو این مملکت همه چیز جوره...اینم از هفته پیش.سقوط هواپیما و کشته شدن یه عده و بعد هم بگیم اینا شهید شدن و دل بازماندگان را خوش و وجدانی که نداریم رو راحت کنیم!هواپیمای کهنه ارتشی که خبرنگار حمل میکنه!بعد هم جار بزنیم اینا دوست داشتن شهید بشن و به آرزوشون رسیدن!چه قدر پر رو باید باشیم؟ دوروز پیش هم تو خیابون انقلاب بودم دیدم از کانال ۶ اومدن با این ماشینها که تک سر نشینن مصاحبه میکنن و میپرسن با اینکه هوا آلودس چرا باز با ماشین شخصی اومدی؟ این سوال رو از یه دانشجو پرسید: یارو گفت من دیرم شده بود.اتوبوس هم که هر یک ساعت یک بار میاد... مجریه میگه ولی این جواب قانع کننده ای نیست!اگر هرکس بخواد با ماشین شخصی بیاد که نمیشه!الان شما دارین حق بقیه مردمو ضایع میکنین.یارو هم هی ساعتشو نگاه میکرد و گفت آقا غلط کردم. حالا من باید برم!مجریه هم از بقیه همین سوال رو میپرسید و تا وقتی یارو به ...خوردن نمی افتاد ول کن نبود! ما هم که اصلا خوشمان نمیاد در جعبه جادو ظاهر بشیم...ولی خیلی حرف برا گفتن داشتم!یکی نیست بگه پس این وسط نقش دولت چی میشه؟اینکه این همه ماشین با قیمت بالا به این خلق اله میندازن و چون بازار انحصارا مال خودشونه هر جنسی دست مشتری دادن باید مردم استفاده کنن.وضع بنزین هم که اصفناکه...وضعی هم پیش اوردن که همه پاشن بیان این تهران خراب شده. وضع اتوبوس ها هم که دیگه توضیح نمیخواد!مث همون ماشینهاشون میمونه و اگه زمان شاه این اتوبوس آکاردئونی ها خریداری نمیشد الان نمیدونم اینها میخواستن چیکار کنن؟وضع مترو و بقیه وسایل نقلیه عمومی هم که دیگه گفتن نداره!خلاصه چون سر درد داشتم و اینکه ما از این دوربینهای ۶ تا کانال ایران متنفریم صحبتمونو برا خودمون نگه داشتیم و اومدیم سوار اتوبوس شدیم.ولی انگار لوله اگزوزه اتوبوسه داخلش بود!جل الخالق پی نوشت ما که وقت نداریم ولی اگه این آقا کیوان وقت داشت یه عکسی بفرسته برا این فتوبلاگ بدبخت! |
|
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 15:31 توسط من
|
|
|
وقتی خبر فوت "مرتضی ممیز"را که یکی از معلما برام آف گذاشته بود خوندم یه لحظه شوکه شدم!ممیز؟کسی که بی شک گرافیک ایران وضعیت کنونی خود را مدیون این هنرمند بزرگ است!
کسی که آرزوی دیدنش را داشتم ولی بدرقه کردنش تا آرامگاه ابدی اش نصیبم شد... استادی بزرگ و در عین حال فروتن .در یک کلام پدر گرافیک نوین ایران!عنوانی که وی خود را با این عنوان نمیشناخت و میگفت این عبارات تعارف هستند و ساخته جامعه ایست که به دنبال سمبلهاست!عبارتی گرافیکیست.زیرا هدف گرافیک هم رساندن بیشترین پیام در کمترین زمان و کمترین المانهاست! وقتی پیکر استاد بر روی دستها حمل میشد با خود گفتم آیا این تابوت تابوت ممیز است؟ممیزی که به خاطر اعطلا هنر گرافیک عمر خود را صرف این کار کرد؟جوانیش را برای این کار گذاشت؟دیگه اصلا حوصله نوشتن ندارم!بزارین بعدا مفصل در مورد ممیز مینویسم و آثارشو در اختیارتون میزارم!اصلا شاید براش یه سایت زدم؟!! از صدا افتاده تار و کمونچه مرده میبرن کوچه به کوچه! |
|
2
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 15:51 توسط من
|
|
|
Starring: Geoffrey Rush, Joaquin Phoenix, Kate Winslet and Michael Caine. Directed By: Philip Kaufman "خواننده عزیز ! داستان مردی را نقل می کنم که آزادی را در عجیب ترین مکان یافت...در قعر مرکبدان و به روی نوک یک قلم پر .
فیلم "پر" داستان مردی به ظاهر دیوانه به نام مارکوس است که در کمال رفاه در دیوانه خانه ای به صورت پنهانی کتاب می نویسد و با همدستی دختر رختشوی دیوانه خانه(مادلین) به دست ناشر رسانده و به چاپ می رساند. |
|
2
نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 23:45 توسط من
|
|
Copyright 2005©All Rights Reserved.
"استفاده از قالب این وبلاگ به هر طریق ممنوع است"